دیوان شمس/هزار بار کشیدهست عشق کافرخو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هزار بار کشیدهست عشق کافرخو) از مولوی |
' |
| هزار بار کشیدهست عشق کافرخو | شبم ز بام به حجره ز حجره تا سر کو | |
| شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز | گرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو | |
| ز هر چه پر کندم من سبوی تسلیمم | سبو اسیر سقاست چون گریزد از او | |
| هزار بار سبو را به سنگ بشکست او | شکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو | |
| سبو سپرده به دو گوش با هزاران دل | بدان هوس که خورد غوطه در میانه جو |