دیوان شمس/هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود) از مولوی |
' |
| هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود | هر چه کشت افزاست آتش چون بود | |
| نقشهایی که نگارد آن نگار | عقل آن را جز که مفرش چون بود | |
| شربتی را کو به مست خود دهد | جز لطیف و پاک و دلکش چون بود | |
| کشتی شش گوشهست این شش جهت | بحر بیپایان در این شش چون بود | |
| نرگس چشمی کز این بحر آب یافت | در شناس بحر اعمش چون بود | |
| چون گشادی یافت چشمی در رضا | از سخط هر لحظه اخفش چون بود | |
| هین خموش و از خمول حق بترس | ممن اقبال مرعش چون بود |