دیوان شمس/هر چند که بلبلان گزینند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هر چند که بلبلان گزینند) از مولوی |
' |
| هر چند که بلبلان گزینند | مرغان دگر خمش نشینند | |
| خود گیر که خرمنی ندارند | نه از خرمن فقر دانه چینند | |
| از حلقه برون نهایم ما نیز | هر چند که آن شهان نگینند | |
| گر ولوله مرا نخواهند | از بهر چه کارم آفرینند | |
| شیرین و ترش مراد شاهست | دو دیگ نهاده بهر اینند | |
| بایست بود ترش به مطبخ | چون مخموران بدان رهینند | |
| هر حالت ما غذای قومیست | زین اغذیه غیبیان سمینند | |
| مرغان ضمیر از آسمانند | روزی دو سه بسته زمینند | |
| زانشان ز فلک گسیل کردند | هر چند ستارگان دینند | |
| تا قدر وصال حق بدانند | تا درد فراق حق بینند | |
| بر خاک قراضه گر بریزند | آن را نهلند و برگزینند | |
| شمس تبریز کم سخن بود | شاهان همه صابر و امینند |