دیوان شمس/هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست) از مولوی |
' |
| هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست | به هر چه روی نهی بیوی ار نکوست بدست | |
| چو مغز خام بود در درون پوست نکوست | چو پخته گشت از این پس بدانک پوست بدست | |
| درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت | بدانک بیضه از این پس حجاب اوست بدست | |
| به خلق خوب اگر با جهان بسازد کس | چو خلق حق نشناسد نه نیک خوست بدست | |
| فراق دوست اگر اندکست اندک نیست | درون چشم اگر نیم تای موست بدست | |
| در این فراق چو عمری به جست و جو بگذشت | به وقت مرگ اگر نیز جست و جوست بدست | |
| غزل رها کن از این پس صلاح دین را بین | از آنک خلعت نو را غزل رفوست بدست |