دیوان شمس/نیم شب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (نیم شب از عشق تا دانی چه میگوید خروس) از مولوی |
' |
| نیم شب از عشق تا دانی چه میگوید خروس | خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس | |
| پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجهام | روزگار نازنین را میدهد بر آنموس | |
| در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش | نام او را طیر خوانی نام خود را اثربوس | |
| آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا | او به صورت مرغ باشد در حقیقات انگلوس | |
| من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد | خاک پای او به آید از سر واسیلیوس | |
| گرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز | تا نباشی روز حشر از جمله کالویروس | |
| رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار | گر عرب باشی وگر ترک وگر سراکنوس |