دیوان شمس/ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' دیوان شمس (غزلیات) (ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو)
از مولوی
'


ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو
خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو
هم بسوزی هم بسازی هم بتابی در جهان آفتابی ماهتابی آتشی مومی بگو
گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن تو چه دودی و چه عودی حی قیومی بگو
ای دل پران من تا کی از این ویران تن گر تو بازی برپر آن جا ور تو خود بومی بگو