دیوان شمس/قبله امروز جز شهنشه نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (قبله امروز جز شهنشه نیست) از مولوی |
' |
| قبله امروز جز شهنشه نیست | هر که آید به در بگو ره نیست | |
| عذر گو وز بهانه آگه باش | همه خفتند و یک کس آگه نیست | |
| نگذارد نه کوته و نه دراز | آتشی کو دراز و کوته نیست | |
| در چه طبع تو خیالاتست | یوسفی بیخیال در چه نیست | |
| چون که گندم رسید مغز آکند | همره ماست و همره که نیست | |
| پاره پاره کند یکایک را | عشق آن یک که پاره ده نیست | |
| گه گهی میکشند گوش تو را | سوی آن عالمی که گه گه نیست | |
| شمس تبریز شاه ترکانست | رو به صحرا که شه به خرگه نیست |