دیوان شمس/صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده) از مولوی |
' |
| صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده | غم تو به توی ما را تو به جرعهای صفا ده | |
| که غم تو خورد ما را چه خراب کرد ما را | به شراب شادی افزا غم و غصه را سزا ده | |
| ز شراب آسمانی که خدا دهد نهانی | بنهان ز دست خصمان تو به دست آشنا ده | |
| بنشان تو جنگها را بنواز چنگها را | ز عراق و از سپاهان تو به چنگ ما نوا ده | |
| سر خم چو برگشایی دو هزار مست تشنه | قدح و کدو بیارند که مرا ده و مرا ده | |
| صنما ببین خزان را بنگر برهنگان را | ز شراب همچو اطلس به برهنگان قبا ده | |
| به نظاره جوانان بنشستهاند پیران | به می جوان تازه دو سه پیر را عصا ده | |
| به صلاح دین به زاری برسی که شهریاری | ملک و شراب داری ز شراب جان عطا ده |