دیوان شمس/صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد) از مولوی |
' |
| صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد | صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد | |
| صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد | صد بخت نیم خواب به کلی به خواب شد | |
| آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود | وان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد | |
| وان چشم کو چو برق همیسوخت خلق را | در نوحه اوفتاد و به گریه سحاب شد | |
| وان دل که صد هزار دل از وی کباب بود | در آتش خدای کنون او کباب شد | |
| ای شاد آن کسی که از این عبرتی گرفت | او را از این سیاست شه فتح باب شد | |
| چون روز گشت و دید که او شب چه کرده بود | سودش نداشت سخره صد اضطراب شد | |
| چون بخت روسپید شب اندر دعا گذار | زیرا دعای نوح به شب مستجاب شد |