دیوان شمس/شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال) از مولوی |
' |
| شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال | چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی حلال | |
| رهزنی آن کس کند کو نشناسد رهی | خانه دغل او بود کو نشناسد جمال | |
| اهل جهان عنکبوت صید همه خرمگس | هیچ از ایشان مگو تام نگیرد ملال | |
| دزد نهان خانه را شاهد و غماز کیست | چهره چون زعفران اشک چو آب زلال | |
| اشک چرا میدود تا بکشد آتشی | زرد چرا میشود تا بکند وصف حال | |
| اشک و رخ عاشقان میکشدت که بیا | پیشگه عشق رو خیز ز صف نعال | |
| زردی رخ آینهست سرخی معشوق را | اشک رقم میکشد بر صحف خط و خال | |
| این همه خوبی و کش بر رخ خاک حبش | تافته از ماه غیب پرتو نور کمال | |
| صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز | بازرود سوی اصل بازکند اتصال |