دیوان شمس/سیر گشتم ز نازهای خسان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (سیر گشتم ز نازهای خسان) از مولوی |
' |
| سیر گشتم ز نازهای خسان | کم زنم من چو روغن به لسان | |
| بعد از این شهد را نهان دارم | تا نیفتند اندر او مگسان | |
| خویش را بعد از این چنان دزدم | که نیابند مر مرا عسسان | |
| هر زمان جانب دگر تازم | بیرفیقان و صاحبان و کسان | |
| ای خدا در تو چون گریختهام | این چنین قوم را به من مرسان |