دیوان شمس/رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب) از مولوی |
' |
| رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب | که ابر را عربان نام کردهاند رباب | |
| چنانک ابر سقای گل و گلستانست | رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب | |
| در آتشی بدمی شعلهها برافزود | بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب | |
| رباب دعوت بازست سوی شه بازآ | به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب | |
| گشایش گره مشکلات عشاقست | چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب | |
| جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه | که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب | |
| خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا | که این گشاد ندادش مفتح الابواب | |
| که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا | برای ملک وصال و برای رفع حجاب | |
| به بانگ او همه دلها به یک مهم آیند | ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب | |
| ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را | وظیفه خوف و رجا آمد و ثواب و عقاب |