دیوان شمس/دیدی که چه کرد آن پری رو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (دیدی که چه کرد آن پری رو) از مولوی |
' |
| دیدی که چه کرد آن پری رو | آن ماه لقای مشتری رو | |
| گشتند بتان همه نگونسار | در حسن خلیل آزری رو | |
| شد کفر چو شمعهای ایمان | کورد به سوی کافری رو | |
| شد جمله جهان بهشت خندان | زان سرو روان عبهری رو | |
| دارد دو هزار سحر مطلق | وای ار آرد به ساحری رو | |
| افروخت بهار چون گل سرخ | بر رغم دل مزعفری رو | |
| کافور نثار کرد خورشید | بر چهره شام عنبری رو | |
| شد شیشه زرد همچو لاله | زان باده لعل احمری رو | |
| فربه شد عشق و زفت و لمتر | بنهاد خرد به لاغری رو | |
| بر باده لعل زد رخ من | تا چند نهد به زرگری رو | |
| بس کن هله فتنه را مشوران | یا برگردان ز شاعری رو |