دیوان شمس/دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان) از مولوی |
' |
| دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان | از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان | |
| گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من | ور خاک درآیم من آن خاک شود سوزان | |
| در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه | هر ذره در این سودا گشتهست چو دل گردان | |
| خاصیت من این است هر جا که روم اینم | چه دوزد پالان گر هر جا که رود پالان | |
| گویند که هر کی هست در گور اسیر آید | در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان | |
| در سینه تاریکت دل را چه بود شادی | زندان نبود سینه میدان بود آن میدان | |
| اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد | آن خون به از این باده وان جا به از این بستان | |
| گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را | آید به خیال اندر اندیشه سرگردان |