دیوان شمس/دو چشم آهوانش شیرگیرست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (دو چشم آهوانش شیرگیرست) از مولوی |
' |
| دو چشم آهوانش شیرگیرست | کز او بر من روان باران تیرست | |
| کمان ابروان و تیر مژگان | گواهانند کو بر جان امیرست | |
| چو زلف درهمش درهم از آنم | که بوی او به از مشک و عبیرست | |
| در آن زلفین از آن میپیچد این جان | که دل زنجیر زلفش را اسیرست | |
| مگو آن سرو ما را تو نظیری | که ماه ما به خوبی بینظیرست | |
| بیندازم من این سر را به پیشش | اگر چه سر به پیش او حقیرست | |
| خیال روی شه را سجده میکن | خیال شه حقیقت را وزیرست |