دیوان شمس/دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا) از مولوی |
' |
| دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا | زین سپس باخود نماند بوالعلی و بوالعلا | |
| عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب | آن که جان میجست او را در خلاء و در م | |
| آن ز دور آتش نماید چون روی نوری بود | همچنان که آتش موسی برای ابتلا | |
| الصلا پروانه جانان قصد آن آتش کنید | چون بلی گفتید اول درروید اندر بلا | |
| چون سمندر در میان آتشش باشد مقام | هر که دارد در دل و جان این چنین شوق و ولا |