دیوان شمس/در این سرما و باران یار خوشتر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (در این سرما و باران یار خوشتر) از مولوی |
' |
| در این سرما و باران یار خوشتر | نگار اندر کنار و عشق در سر | |
| نگار اندر کنار و چون نگاری | لطیف و خوب و چست و تازه و تر | |
| در این سرما به کوی او گریزیم | که مانندش نزاید کس ز مادر | |
| در این برف آن لبان او ببوسیم | که دل را تازه دارد برف و شکر | |
| مرا طاقت نماند از دست رفتم | مرا بردند و آوردند دیگر | |
| خیال او چو ناگه در دل آید | دل از جا میرود الله اکبر |