دیوان شمس/در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم) از مولوی |
' |
| در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم | آیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارم | |
| در آب تو را بینم در آب زنم دستی | هم تیره شود آبم هم تیره شود کارم | |
| ای دوست میان ما ای دوست نمیگنجد | ای یار اگر گویم ای یار نمییارم | |
| زان راه که آه آمد تا باز رود آن ره | من راه دهان بستم من ناله نمیآرم | |
| گر ناله و آه آمد زان پرده ماه آمد | نظاره مه خوشتر ای ماه ده و چارم |