دیوان شمس/جان جانهایی تو جان را برشکن
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (جان جانهایی تو جان را برشکن) از مولوی |
' |
| جان جانهایی تو جان را برشکن | کس تویی دیگر کسان را برشکن | |
| گوهر باقی درآ در دیدهها | سنگ بستان باقیان را برشکن | |
| ز آسمان حق بتاب ای آفتاب | اختران آسمان را برشکن | |
| غیب دان کن سینههای خلق را | سینههای عیب دان را برشکن | |
| بانشان از بینشان پرده شده | بینشانی هر نشان را برشکن | |
| روز مطلق کن شب تاریک را | بارنامه پاسبان را برشکن | |
| شمس تبریز آفتابی آفتاب | شمع جان و شمعدان را برشکن |