دیوان شمس/تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم) از مولوی |
' |
| تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم | نیست شوم نیست شوم تا بر جانان برسم | |
| خوش شدهام خوش شدهام پاره آتش شدهام | خانه بسوزم بروم تا به بیابان برسم | |
| خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم | آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم | |
| چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم | ایمن و بیلرز شوم چونک به پایان برسم | |
| چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف | بازرهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم | |
| عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا | در دل کفر آمدهام تا که به ایمان برسم | |
| آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد | شد رخ من سکه زر تا که به میزان برسم | |
| رحمت حق آب بود جز که به پستی نرود | خاکی و مرحوم شوم تا بر رحمان برسم | |
| هیچ طبیبی ندهد بیمرضی حب و دوا | من همگی درد شوم تا که به درمان برسم |