دیوان شمس/تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر) از مولوی |
' |
| تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر | من با تو نمیگویم ای مرده پار آخر | |
| ماننده ابری تو هم مظلم و بیباران | تاریک مکن ای ابر یک قطره ببار آخر | |
| این جمله فرمانها از بهر قدر آمد | ای جبری غافل تو از لذت کار آخر | |
| با کور کسی گوید کاین رشته به سوزن کش | با بسته کسی گوید کان جاست شکار آخر | |
| با طفل دوروزه کس از شاهد و میگوید | یا با نظر حیوان از چشم خمار آخر | |
| چون هیچ نیابی توی پهلوی زنان بنشین | از حلقه جانبازان بگذر به کنار آخر | |
| در قدرت مخدومی شمس الحق تبریزی | غوطی بخوری بینی حق را به نظار آخر |