دیوان شمس/بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (بیار مطرب بر ما کریم باش کریم) از مولوی |
' |
| بیار مطرب بر ما کریم باش کریم | به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم | |
| دلم چو آتش چون در دمی شود زنده | چو دل مباش مسافر مقیم باش مقیم | |
| بیامد آتش و بر راه عاشقان بنشست | که ای مسافر این ره یتیم باش یتیم | |
| ندا رسید به آتش که بر همه عشاق | چو شعلههای خلیلی نعیم باش نعیم | |
| گلیم از آب چو خواهی که تا برون آری | به زیر پای عزیزان گلیم باش گلیم | |
| چو بایدت که تو را بحر دایه وار بود | مثال دانه در رو یتیم باش یتیم | |
| درست و راست شد ای دل که در هوا دل را | درست راست نیاید دو نیم باش دو نیم | |
| الف مباش ز ابجد که سرکشی دارد | مباش بی دو سر تو چو جیم باش چو جیم |