دیوان شمس/بده آن باده به ما باده به ما اولیتر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (بده آن باده به ما باده به ما اولیتر) از مولوی |
' |
| بده آن باده به ما باده به ما اولیتر | هر چه خواهی بکنی لیک وفا اولیتر | |
| سر مردان چه کند خوبتر از سجده تو | مسجد عیسی ز جان سقف سما اولیتر | |
| یک فسون خوان صنما در دل مجنون بردم | غنجهای چو صبی را نه صبا اولیتر | |
| عقل را قبله کند آنک جمال تو ندید | در کف کور ز قندیل عطا اولیتر | |
| تو عطا می ده و از چرخ ندا میآید | که ز دریا و ز خورشید عطا اولیتر | |
| لطفها کردهای امروز دو تا کن آن را | چونک در چنگ نیایی تو دوتا اولیتر | |
| چونک خورشید برآید بگریزد سرما | هر کی سردست از او پشت و قفا اولیتر | |
| تا بدیدم چمنت ز آب و گیا ببریدم | آن ستورست که در آب و گیا اولیتر | |
| سادگی را ببرد گر چه سخن نقش خوشست | بر رخ آینه از نقش صفا اولیتر | |
| صورت کون تویی آینه کون تویی | داد آینه به تصویر بقا اولیتر | |
| خمش این طبل مزن تیغ بزن وقت غزاست | طبل اگر پشت سپاهست غزا اولیتر |