دیوان شمس/با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا) از مولوی |
' |
| با تو حیات و زندگی بیتو فنا و مردنا | زانک تو آفتابی و بیتو بود فسردنا | |
| خلق بر این بساطها بر کف تو چو مهرهای | هم ز تو ماه گشتنا هم ز تو مهره بردنا | |
| گفت دمم چه میدهی دم به تو من سپردهام | من ز تو بیخبر نیم در دم دم سپردنا | |
| پیش به سجده میشدم پست خمیده چون شتر | خنده زنان گشاد لب گفت درازگردنا | |
| بین که چه خواهی کردنا بین که چه خواهی کردنا | گردن دراز کردهای پنبه بخواهی خوردنا |