دیوان شمس/بار دیگر یار ما هنباز کرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (بار دیگر یار ما هنباز کرد) از مولوی |
' |
| بار دیگر یار ما هنباز کرد | اندک اندک خوی از ما بازکرد | |
| مکرهای دشمنان در گوش کرد | چشم خود بر یار دیگر باز کرد | |
| هر دم از جورش دل آرد نو خبر | غم دل ترسنده را غماز کرد | |
| رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت | یک بهانه جست و دست انکاز کرد | |
| ای دریغا راز ما با همدگر | کو دگر کس را چنین همراز کرد | |
| ای دل از سر صبر را آغاز کن | زانک دلبر جور را آغاز کرد | |
| عقل گوید کاین بداندیشی مکن | او از آن ماست بر ما ناز کرد | |
| میدهد چون مه صلاح الدین ضیا | کارغنون را زهره جان ساز کرد |