دیوان شمس/ای غذای جان مستم نام تو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای غذای جان مستم نام تو) از مولوی |
' |
| ای غذای جان مستم نام تو | چشم و عقلم روشن از ایام تو | |
| شش جهت از روی من شد همچو زر | تا بدیدم سیم هفت اندام تو | |
| گفته بودی کز توام بگرفت دل | من نخواهم در جهان جز کام تو | |
| منتظر بنشستهام تا دررسد | از پی جان خواستن پیغام تو |