دیوان شمس/ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر) از مولوی |
' |
| ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر | تا سینهها روشن شود افزون شود نور نظر | |
| کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده | تا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر | |
| چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدی | زیرا نشاید در کرم بر خلق بستن هر دو در | |
| ای خورده جام ذوالمنن تشنیع بیهوده مزن | زیرا که فاز من شکر زیرا که خاب من کفر | |
| ای تو مقیم میکده هم مستی و هم میزده | تشنیعهای بیهده چون میزنی ای بیگهر |