دیوان شمس/ای ز بگه خاسته سر مست مست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای ز بگه خاسته سر مست مست) از مولوی |
' |
| ای ز بگه خاسته سر مست مست | مست شرابی و شراب الست | |
| عشق رسانید تو را همچو جام | از بر ما تا بر خود دست دست | |
| بازوی تو قوس خدا یافت یافت | تیر تو از چرخ برون جست جست | |
| هر گهری کان ز خزینه خداست | در دو لب لعل تو آن هست هست | |
| فاش شد این عشق تو بیقصد ما | بند بدرید ز دل جست جست | |
| فاش شد آن راز که در نیم شب | زیر زبان گفته بدم پست پست | |
| کرم خورد چوب و بروید ز چوب | عشق ز من رست و مرا خست خست |