دیوان شمس/ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب) از مولوی |
' |
| ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب | وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب | |
| هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس | ای خواب در این مجلس تا درنپری امشب | |
| امشب به جمال او پرورده شود دیده | ای چشم ز بیخوابی تا غم نخوری امشب | |
| و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا | تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب | |
| گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله | گر دوش نمیخفتی امشب بتری امشب | |
| با ماه که همخویم تا روز سخن گویم | کای مونس مشتاقان صاحب نظری امشب | |
| شد ماه گواه من استاره سپاه من | وز ناوک استارهای مه سپری امشب |