دیوان شمس/اینک آن مرغان که ایشان بیضهها زرین کنند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (اینک آن مرغان که ایشان بیضهها زرین کنند) از مولوی |
' |
| اینک آن مرغان که ایشان بیضهها زرین کنند | کره تند فلک را هر سحرگه زین کنند | |
| چون بتازند آسمان هفتمین میدان شود | چون بخسپند آفتاب و ماه را بالین کنند | |
| ماهیانی کاندرون جان هر یک یونسیست | گلبنانی که فلک را خوب و خوب آیین کنند | |
| دوزخ آشامان جنت بخش روز رستخیز | حاکمند و نی دعا دانند و نه نفرین کنند | |
| از لطافت کوهها را در هوا رقصان کنند | وز حلاوت بحرها را چون شکر شیرین کنند | |
| جسمها را جان کنند و جان جاویدان کنند | سنگها را کان لعل و کفرها را دین کنند | |
| از همه پیداترند و از همه پنهان ترند | گر عیان خواهی به پیش چشم تو تعیین کنند | |
| گر عیان خواهی ز خاک پای ایشان سرمه ساز | زانک ایشان کور مادرزاد را ره بین کنند | |
| گر تو خاری همچو خار اندر طلب سرتیز باش | تا همه خار تو را همچون گل و نسرین کنند | |
| گر مجال گفت بودی گفتنیها گفتمی | تا که ارواح و ملایک ز آسمان تحسین کنند |