دیوان شمس/اندک اندک جمع مستان میرسند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (اندک اندک جمع مستان میرسند) از مولوی |
' |
| اندک اندک جمع مستان میرسند | اندک اندک می پرستان میرسند | |
| دلنوازان نازنازان در ره اند | گلعذاران از گلستان میرسند | |
| اندک اندک زین جهان هست و نیست | نیستان رفتند و هستان میرسند | |
| جمله دامنهای پرزر همچو کان | از برای تنگدستان میرسند | |
| لاغران خسته از مرعای عشق | فربهان و تندرستان میرسند | |
| جان پاکان چون شعاع آفتاب | از چنان بالا به پستان میرسند | |
| خرم آن باغی که بهر مریمان | میوههای نو زمستان میرسند | |
| اصلشان لطفست و هم واگشت لطف | هم ز بستان سوی بستان میرسند |