دیوان شمس/امروز خوش است دل که تو دوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (امروز خوش است دل که تو دوش) از مولوی |
' |
| امروز خوش است دل که تو دوش | خون دل ما بخوردهای نوش | |
| ای دوش نموده روی چون ماه | و امروز هزار شکل و روپوش | |
| دل سجده کنان به پیش آن چشم | جان حلقه شده به پیش آن گوش | |
| هر لحظه اشارتی که هش دار | هش میخواهی ز مرد بیهوش | |
| سرنای توام مرا تو گویی | من در تو فرودمم تو مخروش | |
| از بیم تو گشته شیر گربه | در خاک خزیده صبر چون موش | |
| هر ذره کنار اگر گشاید | خورشید نگنجد اندر آغوش | |
| خورشید چو شد تو را خریدار | ای ذره به نقد نسیه بفروش | |
| باقی غزل مگو که حیفست | ما در گفتار و دوست خاموش | |
| لیکن چه کنم که رسم کهنهست | دریا خاموش و موج در جوش |