دیوان شمس/از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (از سینه پاک کردم افکار فلسفی را) از مولوی |
' |
| از سینه پاک کردم افکار فلسفی را | در دیده جای کردم اشکال یوسفی را | |
| نادر جمال باید کاندر زبان نیاید | تا سجده راست آید مر آدم صفی را | |
| طوری چگونه طوری نوری چگونه نوری | هر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را | |
| خورشید چون برآید هر ذره رو نماید | نوری دگر بباید ذرات مختفی را | |
| اصل وجودها او دریای جودها او | چون صید میکند او اشیاء منتفی را | |
| این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها | بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را |