دیوان شمس/از سوی دل لشکر جان آمدند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (از سوی دل لشکر جان آمدند) از مولوی |
' |
| از سوی دل لشکر جان آمدند | لشکر پیدا و نهان آمدند | |
| جامه صبر من از آن چاک شد | کز ره جان جامه دران آمدند | |
| چادر افکنده عروسان روح | در طلب شاه جهان آمدند | |
| بر مثل سیل خوش از لامکان | رقص کنان سوی مکان آمدند | |
| صورت دل صورتها را شکست | پردگیان ملک ستان آمدند | |
| هر چه عیان بود نهان آمدند | هر چه نهان بود عیان آمدند | |
| هر چه نشان داشت نشانش نماند | هر چه نشان نیست نشان آمدند |