دیوان شمس/آوازه جمالت از جان خود شنیدیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (آوازه جمالت از جان خود شنیدیم) از مولوی |
' |
| آوازه جمالت از جان خود شنیدیم | چون باد و آب و آتش در عشق تو دویدیم | |
| اندر جمال یوسف گر دستها بریدند | دستی به جان ما بر بنگر چهها بریدیم | |
| رندان و مفلسان را پیداست تا چه باشد | این دلق پاره پاره در پای تو کشیدیم | |
| در عشق جان سپاران مانند ما هزاران | هستند لیک چون تو در خواب هم ندیدیم | |
| ماننده ستوران در آب وقت خوردن | چون عکس خویش دیدیم از خویش می رمیدیم |