دیوان شمس/آن سفره بیار و در میان نه
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (آن سفره بیار و در میان نه) از مولوی |
' |
| آن سفره بیار و در میان نه | و آن کاسه به پیش عاشقان نه | |
| انبوه بریز نان که زشت است | کواز دهد کسی که نان نه | |
| تن را چو بنان شکار کردی | جان را برگیر و پیش جان نه | |
| امروز قیامت تو برخاست | برخیز قدم بر آسمان نه | |
| از آتش عشق نردبان ساز | بر گنبد چرخ نردبان نه | |
| ای زهره ز چشمهای هندو | ترکانه تو تیر در کمان نه | |
| گر سینه زیان کند ز زخمت | زخمی دیگر بر آن زیان نه | |
| چون نکته ز راه چشم گویی | ما را همه مهر بر دهان نه | |
| ای اشک چو رفتی از در چشم | آن جا رو و سر بر آستان نه |