دیوان شمس/آن را که در آخرش خری هست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (آن را که در آخرش خری هست) از مولوی |
' |
| آن را که در آخرش خری هست | او را به طواف رهبری هست | |
| بازار جهان به کسب برپاست | زین در همه خارش وگری هست | |
| تا خارششان همیکشاند | هر جای که شور یا شری هست | |
| در یم صدفی قرار گیرد | کو را به درونه گوهری هست | |
| اما صدفی که در ندارد | در جستن درش معبری هست | |
| گه در یم و گاه سوی ساحل | در جستن قطرهاش سری هست | |
| خاموش و طمع مکن سکینه | آن راست سکون که مخبری هست |