دیوان بیدل شیرازی/حسن و بها
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| نقشی ز وجود | حسن و بها از بیدل شیرازی |
ژاژخایی |
| دیوان بیدل شیرازی |
| ندارد مه به این حسن و بها رخ | ندانم قرص خورشید است یا رخ | |
| شود پنهان ز شرم عارضش ماه | بپوشد کز شرم مه لقا رخ | |
| غلط گفتم که با خورشید رویش | بپوشد مهر مانند سها رخ | |
| چه سر ها خاک شد در رهگذارش | که تا سایند بر آن خاک پا رخ | |
| بسی دیدم به عالم خوبرویان | ندیدم همچو رویش دلگشا رخ | |
| پس از عمری که وصلش شد میسّر | ز بیدل داشت پنهان از حیا رخ |
***