خواجوی کرمانی (غزلیات)/نسیم زلف تو از نوبهار میشنوم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (نسیم زلف تو از نوبهار میشنوم) از خواجوی کرمانی |
' |
| نسیم زلف تو از نوبهار میشنوم | نشان روی تو از لالهزار میشنوم | |
| ز چین زلف تو تاری مگر بدست صباست | کزو شامه مشک تتار میشنوم | |
| بهر دیار که دور از تو میکنم منزل | ندای عشق تو از آن دیار میشنوم | |
| لطیفهئی که خضر نقل کرد از آب حیات | از آن دو لعل لب آبدار میشنوم | |
| حدیث این دل شوریده بین که موی بموی | از آن دو هندوی آشفته کار میشنوم | |
| گلی بدست نمیآیدم برنگ نگار | ولی ز غالیه بوی نگار میشنوم | |
| هنوز دعوی منصور همچنان باقیست | چرا که لاف انا الحق ز دار میشنوم | |
| اثر نماند ز فرهاد کوهکن لیکن | صدای نالهاش از کوهسار میشنوم | |
| سرشک دیدهی خواجو که آب دجله برد | حکایتش ز لب جویبار میشنوم |