خواجوی کرمانی (غزلیات)/مه بی مهر من ز شعر سیاه
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (مه بی مهر من ز شعر سیاه) از خواجوی کرمانی |
' |
| مه بی مهر من ز شعر سیاه | روی بنمود بامداد پگاه | |
| کرده از شام بر سحر سایه | زده از مشک بر قمر خرگاه | |
| دل من در گو زنخدانش | همچو یوسف فتاده در بن چاه | |
| آه کز دود دل نیارم کرد | پیش آئینه جمالش آه | |
| بجز از عشق چون پناهی نیست | برم از عشق هم بعشق پناه | |
| موی رویم سپید گشت و هنوز | میکشد خاطرم به زلف سیاه | |
| شاخ وصل تو ای درخت امید | بس بلندست و دست من کوتاه | |
| در شب هجر نالهام همدم | در ره عشق سایهام همراه | |
| روز خواجو قیامتست که هست | بر دلش بار غم چو بار گناه |