خواجوی کرمانی (غزلیات)/خرقه رهن خانهی خمار دارد پیر ما
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (خرقه رهن خانهی خمار دارد پیر ما) از خواجوی کرمانی |
' |
| خرقه رهن خانهی خمار دارد پیر ما | ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما | |
| گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست | همچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما | |
| سرو را باشد سماع از نالهی دلسوز مرغ | مرغ را باشد صداع از نالهی شبگیر ما | |
| داوری پیش که شاید برد اگر بی موجبی | خون درویشان بی طاقت بریزد میر ما | |
| هم مگر لطف تو گردد عذر خواه بندگان | ورنه معلومست کز حد میرود تقصیر ما | |
| صید آن آهوی روبه باز صیاد توئیم | ما شکار افتاده و شیر فلک نخجیر ما | |
| تا دل دیوانه در زنجیر زلفت بستهایم | ای بسا عاقل که شد دیوانهی زنجیر ما | |
| از خدنگ آه عالم سوز ما غافل مشو | کز کمان نرم زخمش سخت باشد تیر ما | |
| ره مده در خانقه خواجو کسی را کاین نفس | با جوانان عشرتی دارد بخلوت پیر ما |