خواجوی کرمانی (غزلیات)/ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند) از خواجوی کرمانی |
' |
| ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند | ای بسا فتنه که هر دم بجهان در فکند | |
| کمر ار نکتهئی از وصف میانش گویم | خویشتن را بفضولی بمیان در فکند | |
| گر در آن صورت زیبا نگرد صورتگر | قلم از حیرت رویش ز بنان در فکند | |
| تا چرا نرگس مست تو بقصد دل من | هردم از غمزه خدنگی بکمان در فکند | |
| بشکرخنده در آور نه یقین میدانم | که دهان تو یقین را بگمان در فکند | |
| باغبانرا چه تفاوت کند ار وقت سحر | بچمن بلبل شوریده فغان در فکند | |
| قلم ار شرح دهد قصه اندوه فراق | ظاهر آنست که آتش بزبان درفکند | |
| نرگس مست تو از کنج صوامع هر دم | زاهدی را بخرابات مغان در فکند | |
| خواجو از شوق لب لعل تو هنگام صبوح | بقدح اشک چو یاقوت روان در فکند |