خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای لاله زار آتش روی تو آب روی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای لاله زار آتش روی تو آب روی) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای لاله زار آتش روی تو آب روی | بر باد داده آب رخ من چو خاک کوی | |
| از من مشوی دست که من بیتو شستهام | هم رو بب دیده و هم دست از آبروی | |
| با پرتو جمال تو خورشید گو متاب | با قامت بلند تو شمشاد گو مروی | |
| خوش بر کنار چشمهی چشمم نشستهئی | آری خوشست سروی سهی بر کنار جوی | |
| یا رب سرشک دیده گریانم از چه باب | و آیا شکنج زلف پریشانت از چه روی | |
| شرح غمم چو آب فرو خواند یک بیک | حال دلم چو باد فرو گفت مو بموی | |
| تا کی حدیث زلف تو در دل توان نهفت | مشک ختن هر آینه پیدا شود ببوی | |
| روزی اگر بتیغ محبت شوم قتیل | خونم از آن سیه دل نامهربان بجوی | |
| خواجو بب دیده گر از خود نشست دست | در آتش فراق برو دست ازو بشوی |