خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو | خسته مگذار مرا وز سر تیمار مرو | |
| بجفا بر سر یاران وفادار میا | بوفا از پی خصمان جفا کار مرو | |
| چند گوئی که روم روزی و ترک تو کنم | مکن ای یار ز من بشنو و زنهار مرو | |
| ای دل ار شور شکر خندهی شیرین داری | همچو فرهاد بده جان و بکهسار مرو | |
| تیره شب در شکن طرهی دلدار مپیچ | و گرت راه غلط شد به شب تار مرو | |
| بگذر از خالش و گیسوی سیاهش بگذار | در پی مهره بسر در دهن مار مرو | |
| گر بود برگ گل سوریت از خار مترس | ور هوای چمنت نیست بگلزار مرو | |
| اگرت خرقه سالوس شود دامنگیر | با مرقع به در خانهی خمار مرو | |
| اگر از کعبه بمیخانه کشندت خواجو | برو ای خواجه و از میکده هشیار مرو |