خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش | خط ریحان تو پیرایهی یاقوت خموش | |
| روی زیبای ترا بدر منیر آینه دار | حلقهی گوش ترا شاه فلک حلقه بگوش | |
| دلم از ناوک چشم تو سراسر همه نیش | لیک جام لب لعل تو لبالب همه نوش | |
| چشم مخمور تو خونریز ولیکن خونخوار | لعل میگون تو در پاش ولیکن در پوش | |
| ز ابروی شوخ تو پیوسته همین دارم چشم | که دل ریش مرا یک سر مو دارد گوش | |
| گر کنم چشم برفتار تو کو صبر و قرار | ور کنم گوش بگفتار تو کو طاقت و هوش | |
| دوش یا رب چه شبی بود چنان تیره ولیک | بدرازی شب زلف تو بگذشته ز دوش | |
| میخراشد جگرم گورک بربط بخراش | میخروشد دل من گومه مطرب بخروش | |
| تا لب گور لب ما و لب جام شراب | تا در مرگ سر ما و در باده فروش | |
| جان خواجو ببر و نقل حریفان بستان | جام صافی بخر و جامهی صوفی بفروش |