خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای رخ تو قبلهی خورشید پرستان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای رخ تو قبلهی خورشید پرستان) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای رخ تو قبلهی خورشید پرستان | پرتو روی چو مهت شمع شبستان | |
| تشنه به خون من بیچارهی مسکین | سنبل سیراب تو برطرف گلستان | |
| با گل رویت چه زند لاله و نسرین | با سر کویت چه کنم گلشن و بستان | |
| طلعت خورشید و شست یا قمرست این | پستهی شکر شکنت یا شکرست آن | |
| ای تنم از پای در آورده بافسوس | وی دلم از دست برون برده بدستان | |
| سوز غم عشق تو در مجلس رندان | یاد می لعل تو در خاطر مستان | |
| گرمیم از پای در آرد نبود عیب | در سر سرخاب رود رستم دستان | |
| خواجو اگر جان بدهد در غم عشقت | داد وی از زلف کژ سر زده بستان |