خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش | وی دو زلف کژ پر تاب تو درتابی خوش | |
| خفته چون چشم تو در هرطرفی بیماری | وانگه از قند تو درحسرت جلابی خوش | |
| همچو زلف سیه و روی جهان افروزت | نتوان دید شبی تیره و مهتابی خوش | |
| نرگست فتنهی هر گوشه نشینست مقیم | خوابگه ساخته بر گوشهی محرابی خوش | |
| تا برفت از نظرم چشم خوش پرخوابت | در شب هجر نکردم نفسی خوابی خوش | |
| بجز از مردم چشمم که بخونم تشنهست | بیتو برلب نچکاندست کسم آبی خوش | |
| گوش کن شرح شرف نامهی مهر از خواجو | زانکه باشد صفت مهر رخت بابی خوش |