خواجوی کرمانی (غزلیات)/ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده) از خواجوی کرمانی |
' |
| ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده | فارغ از سجاده و تسبیح و طاعات آمده | |
| نفی را اثبات خود دانسته و اثبات نفی | و ایمن از خویش و بری از نفی و اثبات آمده | |
| کرده ورد بلبل مست سحر خیز استماع | باز با مرغ صراحی در مناجات آمده | |
| روح قدسی در هوای مجلس روحانیان | صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده | |
| عقل با زلف چلیپا از تنازع دم زده | روح با راح مصفا در مقالات آمده | |
| گشته مستانرا سر کوی مغان بیت الحرام | عاشقانرا گوشهی مسجد خرابات آمده | |
| عارفان را نغمهی چنگ مغنی ره زده | صوفیان را باده صافی مداوات آمده | |
| شهسوار چرخ بین نزدش پیاده وانگهی | رخ نهاده پیش اسب او و شهمات آمده | |
| یک ره از ایوان برون فرمای خواجو را ببین | بر سر کوی تو چون موسی بمیقات آمده |