خواجوی کرمانی (غزلیات)/آفتابست یا ستارهی بام
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خواجوی کرمانی (غزلیات) (آفتابست یا ستارهی بام) از خواجوی کرمانی |
' |
| آفتابست یا ستارهی بام | که پدید آمد از کنارهی بام | |
| ماه در عقرب و قصب برماه | شام بر نیمروز و چین در شام | |
| نام خالش مبر که وحشی را | طمع دانه افکند در دام | |
| خیز تا می خوریم و بنشانیم | آتش دل بب آتش فام | |
| باده پیش آر تا فرو شوئیم | جامهی جان به آب دیدهی جام | |
| می جوشیده خور که حیف بود | پخته در جوش و ما بدینسان خام | |
| عاقلان سر عشق نشناسند | کاین صفت نبود از خواص و عوام | |
| عشق عامست و عقل خاص ولیک | چکند خاص با تقلب عام | |
| شمع مجلس نشست خیز ندیم | مه فرو رفت می بیار غلام | |
| دشمنانرا بکام دوست مخواه | دوستانرا مدار دشمن کام | |
| چون برآیی ببام پندارند | که سهیلست یا سپیدهی بام | |
| با رخت هر که ماه میطلبد | نیست در عاشقی هنوز تمام | |
| سرو با اعتدال قامت تو | ناتراشیدهئیست بی اندام | |
| نام خواجو مبر که ننگ بود | اگر از عاشقان برآید نام |