خاقانی (قطعات)/من که خاقانیم آزاد دلم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | خاقانی (قطعات) (من که خاقانیم آزاد دلم) از خاقانی |
' |
| من که خاقانیم آزاد دلم | که خرد قائد رای است مرا | |
| بیش جان را نکنم زنگ زده | کاینه عیب نمای است مرا | |
| هم فراغ است کز آئینهی جان | صیقل زنگ زدای است مرا | |
| نکنم مدح سرایی به دروغ | که زبان صدق سرای است مرا | |
| همه حسن در تن من سلطان است | جز مشامی که گدای است مرا | |
| به توکل زیم اکنون به کسب | که رضا صبر فزای است مرا | |
| نان دو نان نخورم بیش که دین | توشهی هر دو سرای است مرا | |
| من تیمم به سر خاک نجس | کی کنم؟ کب خدای است مرا | |
| نور پروردهی کشف است دلم | که یقین پردهگشای است مرا | |
| ننگ دارم که شوم کرکس طبع | کز خرد نام همای است مرا | |
| بختم انگشت کژ است آوخ از آنک | هنر انگشت نمای است مرا | |
| پاک بودم دم دنیا نزدم | کو جنب بود نشایست مرا | |
| آنچه بایست ندادند به من | وانچه دادند نبایست مرا |